گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

95

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

تجربه‌اى نداشتند . « 1 » آن‌گاه بواسطهء تاريك شدن هوا ميلتوس با سوارانى كه تحت فرمان داشت وعدهء آنها چهل نفر بود با سيصد سرباز پيادهء تراكى جانب شاه را رها و به اين طرف فرار كرد . اما فرماندهى ساير نفرات را خود كلارخوس برعهده داشت و بنابر تصميم قبلى شروع به اقدام كرد و لشگريان هم از او پيروى نمودند تا به اولين قرارگاه خود رسيدند و نيمه شب در آنجا به - اريه‌اوس و نفراتش پيوستند و در حينى كه مسلح بودند با همان حالت آرايش جنگى خود درنگى نمودند . سركرده‌ها و سردسته‌ها با اريه‌اوس ملاقات كردند و طرفين يعنى صاحبمنصبان يونانى و اريه‌اوس و فرماندهان گروهان او با هم پيمان بستند كه نسبت به يكديگر خيانت ننمايند و با هم متحد بمانند . چريك‌هاى بيگانه نيز سوگند خوردند كه بدون هيچ‌گونه خيانت آنها را راهنما باشند و براى استحكام اين عهد و پيمان گاو نرى ، گرازى و قوچى را بر سپرى كشتند . يونانىها نوك شمشير خويش و چريك‌هاى بيگانه سرنيزه‌هاى خود را در خون اين حيوانات فرو بردند . پس از انجام مراسم عهد و پيمان ، كلارخوس اظهار داشت : « اى اريه‌اوس چون در اين سفر هم‌گام هستيم برگو بدانم نظرت راجع به خط سير ما چيست آيا از همان راهى بايد برگشت كه آمده بوديم يا آنكه راه ديگرى مىشناسى كه بهتر خواهد بود ؟ اريه‌اوس پاسخ داد اگر از همان راه مراجعت كنيم كه به اينجا آمده‌ايم از گرسنگى تلف خواهيم

--> ( 1 ) - طول خط سيرى كه آنها از افسوس در يونيه تا ميدان جنگ آمده بودند نود و سه منزل يا پانصد و سى و پنج فرسنگ يعنى شش هزار و پنجاه استاديا بود و مساحت از ميدان نبرد تا بابل هم گفته‌اند سيصد و شصت استاديا بوده است .